رهگذار تخيل به خودباوري
سهيلا انصاري
نمايش «دونات توتفرنگي» به كارگرداني پارميس يوسفيان كه اين روزها در تالار هنر اجرا ميشود، اثري براي كودكان و نوجوانان است و تلاش دارد مخاطب را به دنياي خيال، كتاب و دوستي ببرد. نمايش با فضاي كتابفروشي آماندا آغاز ميشود؛ جايي كه حس كتابخواني و واردشدن به جهان قصهها به خوبي تداعي ميشود. همين شروع، يكي از نقاط قوت اثر است، چراكه از همان ابتدا كودك را با اين ايده همراه ميكند كه با كتابخواندن ميتوان وارد جهاني ديگر شد. در عينحال نمايش به اين نكته هم اشاره ميكند كه قصهها واقعي نيستند اما ميتوانند مفاهيم مهمي را به ما بياموزند.
داستان درباره دختري به نام آماندا است كه وارد شهر قصهها ميشود. در آنجا گمشدن برگهاي درخت كاك به گردن او ميافتد و متهم ميشود اما در جريان محاكمه، فرد خطاكارِ واقعي شناسايي ميشود. در بطن اين روايت، مفاهيمي چون عدالت، دوستي و باور به خود مطرح ميشود. نمايش تاكيد ميكند هر كسي ميتواند قهرمان زندگي خود باشد، فقط كافي است خودش را باور كند.
شخصيتهاي نمايش شامل شف، پن، بوبو، جوجهتيغي، شاسكول، درخت كاك، آماندا و بينگوِ شبتاب هستند. در ميان بازيگران، ايفاگر نقشهاي شاسكول، بوبو و بينگو نسبت به ديگران بازيهاي قابلقبولتر و دلنشينتري ارايه دادهاند و ارتباط بهتري با مخاطب برقرار كردهاند.
اما با وجود نكات مثبت، نمايش «دونات توتفرنگي» خالي از ضعف نيست. عنوان نمايش، ارتباط چندان روشني با خط اصلي داستان ندارد و ممكن است براي مخاطب ابهام ايجاد كند. طراحي صحنه نيز تناسب چنداني با قصه ندارد و جذابيت بصري كافي براي مخاطب كودك ايجاد نميكند. در بخشي از طراحي صحنه، از حروف انگليسي استفاده شده، درحاليكه باتوجه به فارسيزبان بودن مخاطب، استفاده از حروف الفباي فارسي ميتوانست انتخاب مناسبتري باشد.گريم بازيگران - غير از شخصيتهاي شاسكول، بينگو و پن- ساده و معمولي است. اگر گريمها كاملتر و پررنگتر طراحي ميشد، بيترديد جذابيت ديداري بيشتري براي كودكان ايجاد ميكرد. همچنين در بخشي از صحنه، تاب آويختهاي از جنس طناب ديده ميشود كه آماندا براي لحظه كوتاهي بر آن سوار ميشود، ولي غير از اين، بهره ديگري از تاب برده نميشود. اين اِلِمان در صحنه ميتوانست بيشتر و خلاقانهتر در جريان اجرا مورد استفاده قرار بگيرد. در مجموع بايد گفت نمايش «دونات توتفرنگي» اثري با پيامهاي روشن درباره دوستي، رفاقت و اهميت باور به خود است. ترانههاي نمايش در همين راستا ساخته شده و صفت دوستي را به باران، رنگينكمان و گل تشبيه ميكند. گرچه نمايش در بخشهايي از اجرا و طراحي جاي كار بيشتري دارد اما تاكيد مضمون آن بر اهميت كتابخواني و خيالپردازي و اين ايده كه كودك ميتواند با كتاب خواندن به دنياي تازهاي وارد شود، از ويژگيهاي ارزشمند اين اجرا به شمار ميآيند.